تاسوعا وعاشورا هم آمدو رفت عزاداری کردیم روضه خواندیم سینه زدیم زنجیر زدیم نذری دادیم خیمه آتش زدیم گهواره روی دست بلند کردیم شام غریبان گرفتیم و......به قول بزرگی همه اینها مثل یه ظرفه . ظرفی طلایی :شیشه ای یا.....اما وقتی عالی تر میشه که این جام پرازشراب طهور عشق حسین باشه وآدمو حسابی از خود بی خود کنه اونوقته که(( کاری کردیم کارستون )) وگرنه ما می مونیم و جامی خالی و کاری بیهوده !! شما چی میگید؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 21:56  توسط شهین کمالی
|
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار می نویسم
(( خانه دوستی ما این جاست ))
تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 16:18  توسط شهین کمالی
|
چه خدا نزدیک است لب درگاه عبودیت توست
دیدنش آسان است
سخت آنست نبینی اورا
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 15:33  توسط شهین کمالی
|